در بند ها بس بنديان انسان به انسان ديده ام ---------از حکم بر تا حکمران حيوان به حيوان ديده ام
در مکر او در فکر اين در شکر او در ذکر اين ---------از حاجيان تا ناجيان شيطان به شيطان ديده ام
ديدي اگر بي خانمان از هر تباري صد جوان---------من پير هاي ناتوان دربان به دربان ديده ام
اي........
روزگار دلشکن هر دم مرا سنگي مزن--------- من سنگها در لقمه نان دندان به دندان ديده ام
از خود رجزخواني مکن تصوير گرداني مکن--------من اشک چشم کودکان دامان به دامان ديده ام
ماتم چه گويم زين وطن کز برگ برگ اين چمن-------من آستان و پاسبان ايران به ايران ديده ام
در بند ها بس بنديان انسان به انسان ديده ام--------از حکم بر تا حکمران حيوان به حيوان ديده ام