قیصر

http://www.parsimage.ir/wp-content/gallery/gavazn/gavazn11.jpg

ادامه نوشته

همکلاسی دکتر شریعتی

 

کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست

که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود،

دوم اینکه سیگار می کشید .

و سوم – که از همه تهوع آور تر بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!

… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :

زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم.

وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند

ممکن است در خودش بوجود آید......

260315_117996618286852_100002295422036_160749_1742363_n.jpg

تصویر رویا

ادامه نوشته

مزایای مرد بودن


اینارو بخونین خودتون قضاوت کنین،لطفا واقع بین باشید 

  

 1-اسم هر جک و جونوری رو روی شما نمیگذارند از قبیل آهو ،غزال ، پروانه ، شاپرک و موارد دیگر 

  که اینجا جاش نیست .

 2-در عروسی میتونید لباسی رو که بارها به تن کردید رو دوباره بپوشید .

 3-میتونید هر صد سال یه بار هم موهاتون رو شونه نکنید و بعد بگید مد روزه .

 4-از ترس اینکه کسی سن شما رو بفهمه شناسنامتون رو  قایم نمیکنید .

 5-مطمئنا استهلاک فک شما به مراتب  کمتر است .

 6- مدل لباس دختر شمسی خانم چشمهاتون رو داخل دهانتون سرنگون نمیکنه .

 7-در موقع استرس هیچوقت ناخنهای خود را نمیجوید . 

.. 

.. 

.. 

ماشالله یکی دوتا نیست هنوزم مونده ،1سر حتما به ادامه مطلب بزنید 

 


 

 

ادامه نوشته

ثروت کوروش بزرگ

ادامه نوشته

سیب

 

حمید مصدق
       
تو به من خنديدي و نمي دانستي

من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم


باغبان از پي من تند دويد

سيب را دست تو ديد

غضب آلود به من كرد نگاه

سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك

و تو رفتي و هنوز،

سالهاست كه در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت

 

 

 

ادامه نوشته

نامه ی عاشقانه ی یک خلبان به همسرش

عباس دوران به سال ۱۳۲۹ در شیراز متولد شد. شهید دوران با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شکاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شکاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یک صد سورتی پرواز جنگ انجام داد.

ادامه نوشته

جدی نگیرید!!!

پسر : سلام عزیزم !!

دختر : زهر مار , خفه شو !!
پسر : دستت درد نکه , چه با ادب !!!

دختر : خفه شو !!

پسر : عزیز ساعت چنده ؟؟

دختر : خفه شو !!

پسر : دیگه دوستم نداری ؟؟

دختر : خفه شو !!

تا سرد نشده بپر تو ادامه مطلب...

ادامه نوشته

تست هوش

اگر به این 5سوال پاسخ دهید خیلی باهوش هستید!!!


 

کدام دانشجو خسته و خواب آلود به نظر می‌رسد؟

کدامشان دوقلو می‌باشند؟

چند تا زن در عکس دیده می‌شود؟

چند نفرشان خوشحال هستند؟

چند نفرشان ناراحت می‌باشند؟

منشور

در جهان فرمان کوروش، اولین منشور بود

سر به تعظیمش، سراسر بابل و آشور بود

سینه اسپارت را تا قلب یونان چاک کرد  

پشت بخت النصر راسائیده و بر خاک کرد

 ما از اسلاف همان خونیم و از آن ریشه ایم  

پاسدار نام پاک پارس تا همیشه ایم

خون بازی

نگاه کن......(یه طرف همه سیاه ویه طرف همه سفید........اما... ما همیشه خاکستری بودیم و میمانیم )

KHOON BAZI

ادامه نوشته

شیاطین

ادامه نوشته

کوروش

بهکوروش چه خواهیم گفت؟



آرامگاه کوروش کبیر / عکس
ادامه نوشته

یاور همیشه مومن



 
پیرمردی صبح زود از خانه اش خارج شد. در راه با یک ماشین تصادف کرد و آسیب دید عابرانی که رد می شدند به سرعت او را به اولین درمانگاه رساندند . .
پرستاران ابتدا زخمهای پیرمرد را پانسمان کردند. سپس به او گفتند: "باید ازت عکسبرداری بشه تا مطمئن بشیم جائی از بدنت آسیب دیدگی یا شکستگی نداشته باشه "
پیرمرد غمگین شد، گفت خیلی عجله دارد و نیازی به عکسبرداری نیست .
پرستاران از او دلیل عجله اش را پرسیدند :
او گفت : همسرم در خانه سالمندان است. هر روز صبح من به آنجا می روم و صبحانه را با او می خورم. امروز به حد كافی دیر شده نمی خواهم تاخیر من بیشتر شود !
یكی از پرستاران به او گفت : خودمان به او خبر می دهیم تا منتظرت نماند .
پیرمرد با اندوه ! گفت : خیلی متأسفم. او آلزایمر دارد . چیزی را متوجه نخواهد شد ! او حتی مرا هم نمی شناسد !
پرستار با حیرت گفت: وقتی که نمی داند شما چه کسی هستید، چرا هر روز صبح برای صرف صبحانه پیش او می روید؟
پیرمرد با صدایی گرفته و بغض کردهُ به آرامی گفت:  من که می دانم او چه کسی است.

ایا میدانید....

ایا میدانید....

(اگه واقعا میدونین هم به ادامه مطلب سری بزنین.پشیمون نمیشین!!!!)

ادامه نوشته