باور کنید الان که دارم این مطلب رو می نویسم اشک تو چشمانم حلقه زده و دلم میخواد از شدت ناراحتی فریاد بزنم.ما تا امروز خبر درگذشت بسیاری از چهره های مشهور و محبوب و مردمی کشورمون رو شنیده بودیم و مطمئنا باز هم خواهیم شنید(از خسرو شکیبایی و آیدین نیکخواه بهرامی بگیر تا مرحوم ناصر حجازی و...). دو شب قبل بود که خبر به قتل رسیدن روح الله داداشی(که حتما با این قهرمان که عید های زیادی با برنامه ی مردان آهنین اونو از طریق شبکه ی ۳ می دیدیم آشنا هستید) رو از تلویزیون دیدم و شنیدم و گرچه بسیار متاثر شدم اما شدت ناراحتیم به اندازه ی الان نبود،چرا که خبر درگیری ۲تن دیگر از این مردان آّهنین رو چند ماه قبل شنیده بودم و تصور کردم....
اما این کجا و آنان کجا...
تا روز دوشنبه که اعلام شد قاتلین اون مرحوم رو دستگیر کردن چندان پیگیر این مسئله نبودم تا اینکه امشب چیزایی رو فهمیدم که دلم آتش گرفت.
اولین چیزی که دیدم تصویر قاتلین وی بود.

و وقتی علت درگیری رو هم فهمیدم واقعا افسوس خوردم:یک درگیری ساده حین رانندگی(ظاهرا و طبق اعتراف اولیه ی متهمین آینه ی ماشین مرحوم داداشی با آینه ی پرایدی برخورد مختصری پیدا میکند و وی به تصور اینکه اتفاقی رخ نداده است به مسیر خود ادامه می دهد اما راننده ی پراید به تعقیب او می پردازدو...).افسوسم بیشتر شد وقتی فهمیدم این پهلوان اصلا قصد درگیری نداشته و سعی داشته با سعه ی صدر این قائله رو خاتمه بده،ولی اون نامردا با یک سلاح سرد با نهایت نامردی بهش حمله میکنن و...مطمئنم خودش به تنهایی حریف هر سه نفر اونا می شد.
دومین چیزی که دیدم و این یکی بیشتر دلمو سوزوند فیلمی بود که دو ساعت قبل از فوت ایشون ضبط شده بود.ایشون همون روز سر صحنه فیلمبرداری برنامه ی زنده ی شبکه ی دو(برنامه ای که قبلا با نام فيتیله پخش می شد اما از عنوان کنونیش اطلاعی ندارم)حضور داشتند.در این برنامه فرزند برادر این مرحوم بر روی پاهای عمو مشغول دست زدنه و پهلوان که در میان بچه ها نشسته در قسمت هایی از این برنامه جلوی دوربین میره...برای تماشای فیلم به لینک زیر مراجعه کنید:
http://www.khabaronline.ir/news-163148.aspx
سومین چیزی که دیدم واشکمو جاری کرد جسد غرق در خون روح الله داداشی بود.برای اینکه متاثرتر نشید اون تصویر رو نگذاشتم.
چه می شود کرد و چه می توان گفت غیر از آنکه برای خانواده اش آرزوی صبر جزیل کرده و برای آن مرحوم نیز طلب مغفرت کنیم.روحش شاد و یادش گرامی باد...

ولی به راستی تا به کی باید شاهد اینگونه درگیری ها باشیم؟آیا نیرویی انتظامی ما توانسته یا خواهد توانست جلوی این موارد را بگیرد؟آیا قانون کشور ما در زمینه ی حمل سلاح سرد از گذشته تا دیروز سختگیرانه عمل کرده است؟یا قانونی را که پس از سال ها بالاخره امروزه تصویب کرده اند پیشگیرانه خواهد بود؟هر روزه شاهد این گونه جنایات بوده و هستیم که در موارد خاص مانند این مورد رسانه ای هم می شود.آیا نباید زودتر فکری می کردیم؟آیا به این فکر کرده اید که این خطرات همیشه تک تک مارا نیز تهدید میکند؟ چرا؟واقعا چرا؟؟؟
در ادامه ی مطلب تصاویری از مرحوم روح الله داداشی را شاهد خواهید بود.